السيد البروجردي (مترجم: اسماعيل تبار / حسينى / مهورى)

807

جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى)

باب 21 حكم سوگند بر زدن برده خداوند تعالى مىفرمايد : و اگر پيش از نزديكى با همسران‌تان آنها را طلاق داديد ، در حالى كه براىشان مهريه مشخص كرده‌ايد ، پس نيمى از آن را بپردازيد ، مگر آن‌كه آن زنان ببخشند يا كسى كه پيوند ازدواج در اختيار اوست ببخشد و بخشش شما به تقوا نزديك‌تر است و در ميان خود بزرگوارى را فراموش نكنيد ؛ زيرا خداوند به كارهاىتان بيناست « 1 » . 1013 - ( 1 ) نجيّه عطار گويد : « همراه امام باقر عليه السلام به مكه مسافرت كردم . امام عليه السلام به غلامش دستورى داد ، ولى او با آن مخالفت كرد . امام عليه السلام فرمود : اى غلام ، به خدا سوگند ! تو را خواهم زد و من نديدم كه امام عليه السلام غلامش را بزند ، از اين رو به وى گفتم : فدايت شوم ! تو سوگند ياد كردى كه غلامت را بزنى ولى من زدن تو را نديدم . امام عليه السلام فرمود : مگر خداوند نمىفرمايد : « بخشش شما به تقوا نزديك‌تر است . » اين روايت از محمد عطار نيز نقل شده است . 1014 - ( 2 ) در كتاب نوادر احمد بن محمد روايت مىشود كه از امام جواد عليه السلام سؤال شد : « در صورتى كه شخصى سوگند ياد كند كه تعدادى ضربه به برده‌اش بزند ، آيا براى وى جايز است تعدادى چوب را بر روى هم گذارد و با آن برده‌اش را بزند و هر ضربه را به تعداد آن چوب‌ها به شمار آورد ؟ امام عليه السلام فرمود : آرى ، على عليه السلام ، وليد بن عقبه را به دليل ميگسارى با تازيانه دو سر زد و هر ضربه را دو ضربه به حساب آورد . » 1015 - ( 3 ) در كتاب الجعفريات از امام صادق عليه السلام از پدرش عليه السلام از جدش امام سجاد عليه السلام از پدرش عليه السلام روايت مىشود كه : « شخصى نزد اميرمؤمنان عليه السلام آمد و گفت : اى اميرمؤمنان عليه السلام من به طلاق و عتق سوگند ياد كرده‌ام كه همسر و غلامم را صد ضربه بزنم . امام عليه السلام فرمود : اى بيچاره ! صد نى از هر نوع كه خواستى بردار و تا مىتوانى آنها را پهن و عريض كن و اگر خواستى چوبى را به چوب ديگر ببند تا نىها برايت منبسط شود ، آن‌گاه دستت را بالا ببر تا پشت را - ميان دو شانه به سمت چپ - بزنى ، پس برايت كفايت خواهد كرد ، همانگونه كه براى ايوب عليه السلام كفايت كرد . »

--> ( 1 ) . بقره 2 / 237 .